تبليغاتX
:: ::*;*;*;*;*;*;*;*;*;*;*;*;* اصلاح الگوی مصرف *;*;*;*;*;*;*;*;*;*;*:: :: آسمان یکرنگی

آسمان یکرنگی

آفتابي كه باشي، آفتاب هم رفيقت مي‌شود

****************
نفس خود را هفت بار نكوهش كردم:

 اولين بار: هنگامي كه مي خواستم با پايمال كردن ضعيفان خودم را بالا ببرم.

 دومين بار:
هنگامي كه در مقابل كساني كه ناتوان بودند خود را به نا خوشي زدم.

 سومين بار:
هنگامي كه انتخاب را به عهده من گذاردند به جاي امور مشكل امور آسان و راحت را بر گزيدم.

 چهارمين بار:
هنگامي كه مرتكب اشتباهي شدم و خود را با اشتباهات ديگران تسلي دادم.
 پنجمين بار:
هنگامي كه از ترس سر به زير بودم و آن وقت ادعا مي كردم بسيار صبور و بردبارم.

 ششمين بار:
هنگامي كه جامه خود را بالا مي گرفتم تا با سختيها و ناملايمات زندگي تماس پيدا نكنم.

 هفتمين بار: هنگامي كه در مقابل خدا به نيايش ايستادم وآنگاه سروده هاي خويش را فضيلت دانستم.

(جبران خلیل جبران)

+نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت8:49توسط آ.امامی | |

******************

باز هم گنجينه نصايحم را ( كه قبلاً از آن ياد كرده بودم ) گشودم .  به صفحه اي رسيدم كه مدير سال آخر دوره متوسطه ام – سركار خانم رباب جاويديان- آنرا برايم نگاشتند. بد نيست چند سطري را از آن برايتان بياورم. ايشان از چهار صفحه نصايحي را كه به من داشتند، در قسمتي چنين آورده‌اند كه:

" ...خودت مي‌داني جامعه، مردم، افكار آنان به چه سمتي سوق پيدا كرده. خاطره‌اي كه از شهيدان مانده فقط نامي است و مراسمي جهت رفع تكليف! راه سراداران عزيزمان حاج همت‌ها خيلي كمرنگ نشان داده مي‌شود؛ در مقابل ابتذال جاده‌اش مرتب شفاف‌تر مي‌شود. دروغ و دو رنگي و ريا در زير نورافكنها نمايش داده مي‌شوند. ...

... عزيزم روي كلمه انقلاب خيلي تكيه مي‌كنم چون غربال خوبي است جهت بازيابي افراد.

مؤمن‌هايي داريم كه انقلاب را قبول ندارند.

انقلابي‌هايي داريم كه ايمان را قبول ندارند.

منظورم انقلاب امام است كه هم دين و هم مبارزه داشت و دارد.

بيا اين كلمه را محك قرار دهيم و بيگانگان را به افكار و قلبمان راه ندهيم.

بيا پاس دار كوچه‌هاي شهيد داده باشيم

و رسواگر كوچه‌هاي شهيد نداده ( عزيزم به معناي نوشته‌ام توجه كن)"

آري يادش و نامش را هميشه در ذهنم زنده نگاه مي‌دارم. مدير پرتلاش و با احساس دوران دبيرستانم را.

 اما مي‌دانيد چرا اكنون از او ياد كردم؟ چون در پايان نصايح خود برايم چنين نوشته بود كه: " فقط در لحظاتي كه احساس مي‌كني به زهراي اطهر نزديكتري، دعا در حق من را فراموش نكن كه سخت محتاج آنم."

و به همين دليل ايام سوگواري خانم فاطمه زهرا (س) را مناسب ديدم تا هم يادي از او كرده باشم و هم دعاي خيري در حقش(‌اگر خدا قبول كند) و اي كاش او را دوباره مي‌ديدم و يا صداي گرم او را مي‌شنيدم.

اما،از خدا می خواهم که: هر كجاهست خدايا به سلامت دارش.

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت0:38توسط آ.امامی | |

***************

مرغ دلم زمزمه سر می دهد، ناله یا فاطمه(س) سرمي دهد...

ايام، ايام فاطميه است. باز دلهاي عاشق بوي ماتم گرفته است. باز مدينه داغ دلش تازه شده است. باز درب هاي چوبي خانه ها با ميخ هاي آهني‌شان به ناله نشسته‌اند؛ يادشان نمي‌رود " ميخ در و سينه زهرا(س)" ی محمد(ص) را.

" بر حاشیه برگ شقایق بنویسید

گل تاب فشار در و دیوار ندارد "

 فاطمه جان! كجا زبان ما را سد كه وصف تو گوييم و كجا به انديشه ما آيد كه ذكر تو آوريم. وكجا توان قلم بود كه حسن تو نويسد.اي شكوفه رسالت، تو چه ديدي؟ چه كشيدي؟ كه جزخدايت خبر ندارد؟ آن فرشته كه تسليت‌بخش دل آزرده و به‌غم نشسته‌ات بود، به تو چه گفت؟ مصحف تو را كه نديده‌ايم؛ تنها شنيده‌ايم. نواده‌ات صادق مصدق (ع) آنرا حاوي علم مايكون شمرده است، نه تشريع.

اي زائره قبر شهيدان! تو گلواژه شهادتي، تو بهشتيان را جلوداري. كه را ياريست كه فرداي قيامت در مسيرت سر برآورد. پس چگونه بود كه آنروز كه تو در سوگ بودي، تو را حرمت نداشتند؟ چه كسي بود كه درب خانه توحيد را پاس نداشت؟ چه كسي جمع بهشتيان را پريشان كرد؟

اي مقتداي ما و اي كوثر حيات جان ما! خط سرخ شهادت را ملت ما كه امامشان آنان را فرزندان معنوي كوثر خواند، از تو و گلهاي دامنت گرفتند. حضور تو در صحنه محشر، محشر ديگري است چرا كه به تن لباس به خون نشسته داري. آنگاه كه قائمه‌ی عرش به دست داري و داوري خون كربلايت را خواهاني.

به خداي كعبه سوگند كه حق از آن توست و بهشت در انتظارت.

ما راهم شفيع باش اي شفيعه روز جزا.

+نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1385ساعت23:42توسط آ.امامی | |

****************

راهت هميشه پر رهرو باد

زماني كه رايحه دل  انگيز در گلستان مبارزات يك نسل پس از باروري به مشام مي رسد، روزهاي به ياد ماندني از پس هم مي گذرند و نهال نوين نظمي كه ارزش هاي استوار بر هويت ملي و مذهبي، قامت مي كشد آغوش پرمهر استقلال را گشوده مي بينند و در اين راه چه زجر هجري كشيده مي شود كه گفت و شنودش را اوراق تاريخ در خويش ثبت كرده اند. خرداد، هميشه يادآور لحظه هايي است كه بايد با تعمق بيشتر در آن به نظاره نشست. اگر خرداد را نقطه اي بدانيم كه سرانگشت پرگار حوادث بر روي آن در چرخش است، مي پنداريم كه خرداد، هميشه كانون تحولات بوده است.
سوم خرداد را فتحي است كه در آن پاره اي از ميهن به آغوش جغرافياي يكپارچه و متحدي برگشت كه زخم و آلام چند ساله را به شوق و اميدواري بدل ساخت.
 و ديگر بار، خرداد را داريم كه مصيبتي عظما را بر دل ها نهاد.
رفتي و رفتن تو آتش نهاد بر دل
از كاروان چه ماند جز آتشي به منزل
خرداد نيمه شده در سال ،۶۸ ديگر آن خرداد دهه هاي پيش نيست. ۱۵ خرداد ۶۸ را گونه هاي اشكبار ملتي به نظاره نشست كه آرزوهاي به بار آمده اش را در كنار داشت. چشم مردم مي دانست و مي فهميد كه چگونه بايد يار سفر كرده را بدرقه كرد.
و ما مانده ايم و اين بسيار لحظه ها.
و من در عجبم و بسیار  منقلب که چگونه انتظار ایشان به سر رسید چرا که خرداد چه از ابتدا و چه در نيمه و چه در پايان، تمامي ساعات و اوقاتش، انتظار فرجي است كه آن پير هدايت در نظم كلامش به آن اشاره كرده است و اينگونه سرودند:

"از غم دوست در اين ميكده فرياد كشم

دادرسى نيست كه در هجر رخش داد كشم

داد و بيداد كه در محفل ما رندى نيست

كه برش شكوه برم داد ز بيداد كشم

شاديم داد غمم داد و جفا داد و وفا

با صفا منت آن را كه به من داد كشم

عاشم عاشق روى تو نه چيز دگرى

بار هجران و وصالت‏به دل شاد كشم

مُردم از زندگى بى تو كه با من هستى

طرفه سرى است كه بايد بر استاد كشم

سالها مى‏گذرد حادثه‏ها مى آيد

انتظار فرج از نيمه خرداد كشم"

نامش، يادش و راهش هميشه و در همه اعصار زنده ، جاودان و پر رهرو باد.

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت0:32توسط آ.امامی | |

*****************
 
يکي از شاخه هاي دانش نوين پزشکي، دانش نور و فيزيولوژي و يا علم بررسي کارکرد سيستم عصبي است؛ اين دانش جديد توانسته، پرده از اسرار مغز برداشته و پيچيدگي‌هاي آن را کشف نمايد.

از ديدگاه دانش فيزيولوژي، مغز يک سيستم رايانه‌اي فوق‌العاده پيشرفته است و همچون رايانه داراي قسمت‌هاي مختلفي مي‌باشد. اگر مغز را داراي اقشار مختلفي بدانيم، يک قشر آن را قشر حسّي تشکيل خواهد داد که هر قسمت ازقشر حسّي به عضو معيّـني از بدن مرتبط است. اگر نحوه ارتباط قشر حسّي يا بخش‌های مختلف را روی نقشه‌اي پياده کنيم، آدمکي پديد خواهد آمد که آدمک حسّي ناميده مي‌شود.

به طور مثال، اگر هرعضو از آدمک راتحريک کنيم، مغز آدمک حسّي همانند مغزانسان واکنش نشان مي‌دهد.

واکنش مغز آدمک حسّي نسبت به وضو:

آنچه موجب تعجّب و شگفتي دانشمندان نورو فيزيولوژي گرديده اين است که اگرعمل وضو همان طورکه انسان انجام مي هد، روي آدمک حسّي اجراء شود، آن اعضا بدن آدمي فقط حدود 20 درصد از سطح بدن را شامل مي‌شوند ولي قسمت اعظم قشر حسّي تحريک گرديده و واکنش نشان مي‌دهد.

به عبارت ديگر، مي‌توان از اين واکنش معادله زير را بدست آورد:

مرطوب کردن ( دست و صورت و پاها)= مرطوب کردن تمام بدن

نتايج بدست آمده از اين تحقيقات اين مطالب را متذکر مي‌گردد که، وضو وسيله‌اي براي هوشياري انسان است و شايد يکي از حکمتهاي وجوب وضو براي نمازگزار‌، هوشياري حاصل از آن باشد.

 

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت15:42توسط آ.امامی | |

*******

 

زندگی! نگه دار؛ مي‌خوام پياده شم!

                 : تا آخر خط ايستگاه نداريم!!!!

 

 

+نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت0:5توسط آ.امامی | |

************

درباره جيمي دورانت، يكي از مجريان بزرگ برنامه‌هاي  تاريخي چندين سال پيش، داستاني شنيدني بر سر زبانهاست. از او دعوت شده  بود تا در برنامه تفريحي ويژه  سربازان جنگ جهاني دوم شركت كند. او به آنان گفت: كه سرش خيلي شلوغ است و تنها مي‌تواند چند دقييقه‌اي وقت صرف اين كار كند؛ به شرطي كه او اجراي فردي كوتاهي داشته باشد و بي‌درنگ براي برنامه بعديش برود.

شرط او پذيرفته شد. ولي وقتي جيمي به صحنه رفت، اتفاق جالب توجهي رخ داد. او برنامه فردي كوتاهش را اجرا كرد ولي در صحنه همچنان باقي ماند. كف زدن‌ها بيشتر و بيشتر شد و او هنوز حرف مي‌زد. مدت كوتاه او پانزده، بيست و سي دقيقه طول كشيد. سرانجام او تعظيم نهايي را انجام داد و از صحنه خارج شد.

در پشت صحنه شخصي جلو او را گرفت و پرسيد: تصور مي‌كردم تو بعد از چند دقيقه مي‌روي. چه اتفاقي افتاد؟ جيمي پاسخ داد: من بايد مي‌رفتم، ولي مي‌توانم دليل ماندنم را به تو نشان بدهم. اگر به صف اول جلو نگاه كني، خودت مي‌فهمي!

در رديف جلو دو نفر نشسته بودند. هر كدام از آنان يكي از دست‌هايشان را در جنگ از دست داده بودند. يكي دست راست و ديگري دست چپش. آنان با هم مي‌توانستند كف بزنند و همين كار را هم مي‌كردند؛ با صداي بلند و با شادي.

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت0:19توسط آ.امامی | |

******
دفتر گنجینه نصایحم رو نگاه می کردم. همون دفتری که در دوران تحصیل به این نام تهیه کرده بودم و اونرو به برخی - از جمله دبیران و اساتیدم- می دادم تا هرآنچه از تجربه ها و یا نصایح که به نظرشان خوب بود، برايم بنگارند. ابتداي دفترم اينگونه نوشته بودم:

" جواني شمع ره كردم كه جويم زندگاني را
نجستم زندگاني را و گم كردم جواني را"

بيا اي يار شمع راه من شو تا كنم من گوش
هر نصيحت را كه خوش آيد بگو بر من سماعي را

خوش داشتم مطالبي رو از اين دفتر كه واقعاً گنجينه‌اي براي بنده بوده و هست، چند جمله‌اي برايتان بنويسم.
يادش بخير سركار خانم فاطمه پلوان‌جعفري - مدير اوليه دوران دبيرستانم- اينگونه برايم نگاشتند كه:

" دخترم: سادگي، صداقت، ايمان بالاترين سرمايه زندگي است ولو اينكه ديگران با آن بيگانه باشند. اگر تو اين صفات را داشته باشي بين تو و خالقت پيوندي شگفت‌انگيز بوجود مي‌آيد كه انسانها در برابرش رنگ مي‌بازند. ..." و در پايان چنين نگاشتند:

"بيا به ريسمان خدا چنگ بزنيم
بيا صداقت را در شبهای تاريك زندگي ميزبان باشيم
بيا سادگي را در وجود انسانها ارج نهيم
بيا شريك غصه همه آنهايي باشيم كه غمي دارند
بيا كمك كنيم بر ديوار قلب انسانها طبل شادي بكوبيم
بيا گلها را نچينيم، بيا حرمت باغبان را پاس‌داريم
بيا ميزبان پاكيها باشم
بيا دعا كنيم، بيا دعا كنيم"

و من اكنون براي ايشان دعا مي‌كنم هر كجا هستند سالم و تندرست باشند.

+نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت0:56توسط آ.امامی | |

درباره وبلاگ

خدايا! مگذار پرنده دلشكسته اميدم باحسرت پرواز در كنج قفس هاي آهني بپوسد. زندگي را با گشودن درهاي آسمان، برايم زيباتر كن. با آسمان یکرنگی آمده ام تا بر روی هرآنچه دو رنگی و ریا هست را خط بزنم. آسمان یکرنگی در پی یکرنگی و بی ریایی و خلوص است و پذیرای هر عاشقی است که دوستار یکرنگی و صفا و صمیمیت است. "تا تـوانی سـاده و یکــرنـگ بــاش قالی از صد رنگ بودن زیر پا افتاده است"


Home
Email
Night Skin


آرشيو

فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384


پيوندها

گـنــجـه
آسمان آبي پرواز
تبيـان
اكـــرام
بهــار نــو
وبلاگ من
مـــردم داري
دريچه‌ اي به سوي ملكـوت
انا مجنون الحسین ع < نجوا >
یـاد بگـیـر دات کـام
ستاره ای در شب
شبـهاي بي تـو
مردم داری ديگر
تازه‌ های ادبی
يـزدسـتان
XENON
حضور1
جستجوگر خبر
دنيـــاي N.L.P
مجــله موفقــيت
رد پـايی بر شنــزار
دنیا دست کـیــــــه؟
طلبه‌ اي از نسل سوم
سبز نوشته های من(محیط زیست)
بوي گل نرگس
موعود
طرح روز
حاج حمـيد
اسماعیل نیوز
خاطره‌ كوير
صيد لؤلؤ
گـلـچـین
كشكول
زهره
ميـــــنو
ماکیان
محـب
عـاشـقـان گـل نـرگـس
سايت شخصي حميد حاجي‌اسماعيلي


Specific

فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین


پيوندهاي روزانه

بوش از نگاه طنز!
دانلود بازی جنگ الکترونیکی
فيلم: خواستگاري وسط برنامه زنده تلويزيوني
"سجده" باعث پیش گیری از سکته می شود
بنزين پست مدرن
نخستين رماني كه با تلفن همراه نوشته شد
مسابقه وحدت اسلامي
قربانگاه عشق( کلیپ)
وبلاگ انســــــــــــان کــــامل
عکاسی های خاطره کویر
مرکز مطالعاتی - پژوهشی آثار شهيد مطهری شهرستان اردکان
روزنــامه هـا و نشـريه هـاي ايـــران
راههای کسب درآمد از اینترنت
وب سايت دکتر محمد علی اسلامی ندوشن
دندانپزشكي به زبان ساده
فـكاهي‌هاي دري ملا نـصرالدين
وبلاگ آقاي دكتر محمود احمدي نژاد
اینم یه روش کلاسیک واسه تا کردن لباستون
پایگاه جامع اطلاع رسانی پزشکان ایران
زیر پوست دانشگاه
ايميل براي خدا و دو ركعت نماز عشق
جستجو در قرآن،حافظ، مولوی، سعدی، شاهنامه
سايت جالب قرآني
يك فلش زيبا
رازهاى دست دادن
پوشش اسلامي زنان ايراني در تايلند به نمايش درآمد
وبلاگستان اردکانی
در حاشيه بازي فوتبال بين تيمهاي ملي ايران و پرتقال 2
در حاشيه بازي فوتبال بين تيمهاي ملي ايران و پرتقال 1
خدا بخير کند



آرشيو موضوعي

ادبی
اجتماعی
دینی- اعتقادی
راه و زندگی


کاربران برخط:
بازديدها :