|
****************** از روزي كه نهر جانمان فرات سوز وعلقمه عطش جاري ساخته اند، از شبي كه در پياله دلمان شربت گواراي ولايت ريخته اند، دلمان يك حسينيه پرشور است. در حسينيه دلمان، مرغهاي محبت سينه مي زنند و اشكهاي يتيم در خرابه چشم بي قراري مي كنند. سينه ما تكيه اي قديمي است، سياهپوش با كتيبه هاي درد و داغ، كه درب آن با كليد» يا حسين « باز مي شود و زمين آن با اشك مژگان، آب و جارو مي شود . ما دلهاي شكسته خود را وقف اباعبدالله كرده ايم و اشك خود را نذر كربلا، واين» وقفنامه« به امضاي حسين(ع) رسيده است. صبحها وقتي سفره عزا گشوده مي شود، دل روحمان گرسنه عاطفه و تشنه عشق مي شود. ابتدا چند مشت »آب بيداري« بصورت جانمان مي زنيم تا » خواب غفلت« را بشكنيم. زيارتنامه را كه مي بينيم، چشممان آب مي افتد و» السلام عليك « را كه مي شنويم بوي خوش كربلا به مشام ما مي رسد. توده هاي بغض، در گلويمان متراكم مي گردد و هواي دلمان ابري مي شود و آسمان ديدگانمان باراني! سر سفره ذكر مصيبت،قندان دهانمان را پر از حبه قندهاي»ياحسين « مي كنيم و نمكدان چشمان دانه دانه اشك بر صورتمان مي پاشد، به دهان كه مي رسد، قند و نمك در كاممان مي آميزد و اين محلول شور و شيرين باعث درمان عشق ماست. و ما نمكگير سفره حسين مي شويم و اين است كه تا آخر عمر، دست و دل از حسين (ع) بر نمي داريم. آنگاه، جرعه جرعه زيارت عاشورا مي نوشيم و سر سفره توسل، ولايت را لقمه لقمه در دهان كودكانمان مي گذاريم. در اين خشكسالي دل و قحطي عشق، نم نم باران اشك، غنيمتي است ! خدايا ! . . . ما را به چشمه كربلا تشنه تر كن !
**************** با تشکر از محمد امامی
Paradox of Our Times مغايرتهاي زمان ما Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time ما امروزه خانه هاي بزرگتر اما خانواده هاي کوچکتر داريم؛ راحتي بيشتر اما زمان کمتر We have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment مدارک تحصيلي بالاتر اما درک عمومي پايينتر ؛ آگاهي بيشتر اما قدرت تشخيص کمتر داريم We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness متخصصان بيشتر اما مشکلات نيز بيشتر؛ داروهاي بيشتر اما سلامتي کمتر We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom بدون ملاحظه ايام را مي گذرانيم، خيلي کم مي خنديم، خيلي تند رانندگي مي کنيم، خيلي زود عصباني مي شويم، تا ديروقت بيدار مي مانيم، خيلي خسته از خواب برمي خيزيم، خيلي کم مطالعه مي کنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه مي کنيم و خيلي بندرت دعا مي کنيم We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often چندين برابر، مايملک داريم اما ارزشهايمان کمتر شده است. خيلي زياد صحبت مي کنيم، به اندازه کافي دوست نمي داريم و خيلي زياد دروغ مي گوييم
We‘ve learned how to make a living, but not a life; we’ve added years to life, not life to years زندگي ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگي کردن را ؛ تنها به زندگي سالهاي عمر را افزوده ايم و نه زندگي را به سالهاي عمرمان We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints ما ساختمانهاي بلندتر داريم اما طبع کوتاهتر، بزرگراههاي پهنتر اما ديدگاههاي باريکتر
We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less بيشتر خريد مي کنيم اما کمتر داريم، بيشتر مي خريم اما کمتر لذت مي بريم We've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor ما تا ماه رفته و برگشته ايم اما قادر نيستيم براي ملاقات همسايه جديدمان از يک سوي خيابان به آن سو برويم
We've conquered outer space, but not inner space. We've split the atom, but not our prejudice فضا بيرون را فتح کرده ايم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ايم اما نه تعصب خود را we write more, but learn less; plan more, but accomplish less بيشتر مي نويسيم اما کمتر ياد ميگيريم، بيشتر برنامه مي ريزيم اما کمتر به انجام مي رسانيم We've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals عجله کردن را آموخته ايم و نه صبر کردن، درآمدهاي بالاتري داريم اما اصول اخلاقي پايين تر We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality کامپيوترهاي بيشتري ميسازيم تا اطلاعات بيشتري نگهداري کنيم، تا رونوشتهاي بيشتري توليد کنيم، اما ارتباطات کمتري داريم. ما کميت بيشتر اما کيفيت کمتري داريم
These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships اکنون زمان غذاهاي آماده اما دير هضم است، مردان بلند قامت اما شخصيتهاي پست، سودهاي کلان اما روابط سطحي More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes فرصت بيشتر اما تفريح کمتر، تنوع غذاي بيشتر اما تغذيه ناسالم تر؛ درآمد بيشتر اما طلاق بيشتر؛ منازل رويايي اما خانواده هاي از هم پاشيده
That’s why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion بدين دليل است که پيشنهاد مي کنم از امروز شما هيچ چيز را براي موقعيتهاي خاص نگذاريد، زيرا هر روز زندگي يک موقعيت خاص است Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs در جستجو دانش باشيد، بيشتر بخوانيد، در ايوان بنشينيد و منظره را تحسين کنيد بدون آنکه توجهي به نيازهايتان داشته باشيد
Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love زمان بيشتري را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد، غذاي مورد علاقه تان را بخوريد و جاهايي را که دوست داريد ببينيد Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival زندگي فقط حفظ بقاء نيست، بلکه زنجيره اي ازلحظه هاي لذتبخش است
Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it از جام کريستال خود استفاده کنيد، بهترين عطرتان را براي روز مبادا نگه نداريد و هر لحظه که دوست داريد از آن استفاده کنيد Remove from your vocabulary phrases like “one of these days” and “someday”. Let’s write that letter we thought of writing “one of these days” عباراتي مانند ”يکي از اين روزها“ و ”روزي“ را از فرهنگ لغت خود خارج کنيد. بياييد نامه اي را که قصد داشتيم ”يکي از اين روزها“ بنويسيم همين امروز بنويسيم
Let’s tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم که چقدر آنها را دوست داريم. هيچ چيزي را که مي تواند به خنده و شادي شما بيفزايد به تاُخير نيندازيد Every day, every hour, and every minute is special. And you don’t know if it will be your last هر روز، هر ساعت و هر دقيقه خاص است و شما نمي دانيد که شايد آن مي تواند آخرين لحظه باشد
If you’re too busy to take the time to send this message to someone you love, and you tell yourself you will send it “one of these days “. Just think…”One of these days “, you may not be here to send it! اگر شما آنقدر گرفتاريد که وقت نداريد اين پيغام را براي کسانيکه دوست داريد بفرستيد، و به خودتان مي گوييد که ”يکي از اين روزها“ آنرا خواهم فرستاد، فقط فکر کنيد ... ”يکي از اين روزها“ ممکن است شما اينجا نباشيد که آنرا بفرستيد!
|
درباره وبلاگ![]()
خدايا! مگذار پرنده دلشكسته اميدم باحسرت پرواز در كنج قفس هاي آهني بپوسد. زندگي را با گشودن درهاي آسمان، برايم زيباتر كن. با آسمان یکرنگی آمده ام تا بر روی هرآنچه دو رنگی و ریا هست را خط بزنم. آسمان یکرنگی در پی یکرنگی و بی ریایی و خلوص است و پذیرای هر عاشقی است که دوستار یکرنگی و صفا و صمیمیت است. "تا تـوانی سـاده و یکــرنـگ بــاش قالی از صد رنگ بودن زیر پا افتاده است" آرشيوفروردین 1388اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 پيوندها
گـنــجـه
بوش از نگاه طنز! |